
بدون آنکه حرف های دلت را بگویی ،آن را زیر هاله نگاهت پنهان کردی
و مرا چشم انتظار به جادهء بی انتهای نگاهت و قلبت خشکاندی تا
در بیابان غربتت چشم به سرابی ناپیدا داشته باشم . تو همان بودی
که فانوس دوست داشتن را در قلبم روشن کردی و هر بار با نگاهت
پیمان مرغ های عشق را برایم گفتی.اما حیف ... کاش می دانستم
بهانهء جدایی ات را ، چرا که هنوز آخرین نگاهت را در صندوقچهء
چوبی چشمانم زندانی کرده ام و بعد از رفتنت ، فقط حسرت آن
روزهاست که بر شانه هایم سنگینی می کند.
نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

دستهای سردم مال تو ....... دل پر دردم مال تو
چشمهای سیام مال تو ..... رویای شبهام مال تو
قلب بیمارم مال تو ............ شوق دیدارم مال تو
خوب و بدش رو تو ببخش .... اگه کم اند برای تو
دار و ندارم همینه ............. دار و ندارم مال تو
اگه لایقم پیش تو ............. دل عاشقم مال تو
عمق نگاهم مال تو ........... عشق زیادم مال تو
انتظارم، سکوتم ............... هرچی که دارم مال تو
نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آینه پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکنه دل دیگری او را سیر کرده است؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی چند تاخیر کرده است. گفتم امروز هوا سرد بوده است. شاید موعد قرار تغییر کرده است. خندید به سادگی ام آینه و گفت: احساس پاکتو زنجیر کرده است. گفتم از عشق من چنین سخن می گویی؟ گفت خوابی! سالها دیر کرده است.
در آینه به خود نگاه می کنم. آه، عشق تو عجیب مرا پیر کرده است. راست گفت آینه که منتظر نباش. او برای همیشه دیر کرده است.

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
وقتی من آمدم و دستم را به سویت دراز کردم،
گفتی : از قفس چه می دانی؟ گفتم: آزادی...
از تنهایی؟؟ گفتم: همزبانی...
از محبت؟؟ گفتم: عشق...
از دوستی؟؟ صداقت...
از بهار؟؟ طراوت...
از سفر؟؟ انتظار...
از جدایی؟؟؟؟؟؟؟...باز هم گفتی جدایی؟؟
سکوت من تو را شکست و به گریه انداخت.
به چشمانم نگاه کردی و گفتی بگو.
من آغوش به رویت گشودم و گفتم:
جدایی... هرگز! ... بی تو من می میرم...

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شاید دیگر مرا نشناسی ! شاید مرا به یاد نیاوری ، اما من خوب تو را میشناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه خدا.
یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم میشدی . و من همه آسمان را دنبالت می گشتم، تو می خندیدی و من پشت خنده ها پیدایت میکردم
خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود ، نور از لای انگشت های نازکت می چکید . راه که میرفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند
یادت می آید ؟ گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان . تو گلی بهشتی به سمتش پرت میکردی و او کفرش در می آمد . اما زورش به ما نمی رسید . فقط میگفت: همین که پایتان به زمین برسد ، می دانم چطور از راه به درتان کنم
تو شلوغ بودی ، آرام و قرار نداشتی . آسمان را روی سرت میگذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که می شد در آغوش نور به خواب میرفتی
اما همیشه خواب زمین را می دیدی . آرزویی، رویاهای تو را قلقلک میداد. دلت میخواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد . من هم همین کار را کردم ، بچه های دیگر هم ، ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگرنه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا. ما گم شدیم و خدا را گم کردیم
دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند: از قلب تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا
بلند شو ، از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم .....

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برايت مي نواختم
اگر بهار بودم شکوفه ها را برايت تقديم مي کردم
اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم ها را از دلت بزدايم
ولي افسوس که نه تارم نه بهارم نه بارانم
ولی هر چه هستم با تمام وجود فرياد مي زنم
دوستت دارم فقط همین
نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 1:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

خوزه مستره مرد ۵۱ ساله اسپانیایی هنگامی که سن و سال زیادی نداشت یک غده کوچک در روی لبش سبز شد.خوزه وقتی به دکتر رفت به تقاضای جراحی غده از سوی دکترش، پاسخ منفی داد.
وی که عضو انجمن شاهدان یهوه (یهودا) است بر اساس اعتقادات دینی اش خونرسانی از طریق دهان یا سایر بخشهای بدن به بیماران را دخالت در کار خدا می داند!
خانواده مستره که ۳۰ سال قبل به این درد دچار شده است نیز از اعضای بسیار مقید انجمن شاهدان یهوه هستند. وی با وجود اصرارهای همسایگان مبنی بر مراجعه به پزشک و انجام جراحی، از آن سرباز زد.به تدریج غده به صورت وحشتناکی شروع به رشد کرد و ابتدا دهان و سپس بینی اش را مسدود کرد.بعد از مدتی هم، غده به حدی پیشرفت کرد که وی کور شد.
مستره که با خونریزی نامنظم روی صورتش، چهره بسیار ترسناکی گرفته بود خودش نیز دچار ترس و وحشت شد و از پزشکان آلمانی کمک خواست. اما پزشکان آلمانی گفتند بدون تزریق خون نمی توانند او را عمل کنند.
اما خوزه این بار با اصرار خانواده اش مبنی بر پایبندی به آداب انجمن دینی شان، از قبول عمل سرباز زد!
در نهایت خوزه که با واسطه کانال تلویزیونی دیسکاوری به انگلستان آورده شده بود از سوی دو پزشک بریتانیایی معاینه شد. دکترها دوباره بر جراحی غده روی صورت خوزه که بالغ بر پنج کیلو شده بود اصرار کردند.
این بار هم خوزه با تزریق خون به بدنش مخالفت کرد!
این بار خواهر او که همراهش به انگلستان آمده بود به این تصمیم خوزه اعتراض کرد و خواستار قبول شرایط دکتر شد.
خوزه مستره؛ یک پیرو متعصب گروه شاهدان یهوه که بخاطر اعتقاد به حرام بودن جراحی منجر به خونریزی، بینایی چشمان خود را از دست داده بود و چهره اش به طرز بسیار وحشتناکی دفرمه شده بود سرانجام به جراحی بدون خونریزی رضایت داد !!
نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

یک سری تصاویر جالب و هیجانی
به این میگن شکار لحظه ها
حتما به ادامه مراجعه کنید و تصاویر را ببینید.
نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عکسهای خیلی زیبا بهترين دانشگاههاي جهان

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به نام خدا سلام دوستان عزیز و خوبم خوش امدید
به وبلاگ خودتون لطفا نظر یادتون نره با تشکر مدیر وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
تنهای همیشگی
سایت جان کلود ون دام
دانلود جدید ترین شکلک های یاهو 2008
درنا
افتاب
سایتی برای انلاین یا افلاین بودن طرف در چت
بهترین شکلکها برای وبلاگ
*.•. .•*شاپـــــرک*.•. .•*
***دهکده لاو***
۞کار بیست۞
*.•. .•*تنها ترین *.•. .•*
۞ پرهام پلنگ ۞
همدم
قاصدک
گل سرخ
"به نام آنکه جهنم را آفرید"
سالهای سوخته
*راز عشق*
پری ناز کوچولو
دختری با دمپایی پلاستیکی
کلبه عمه خانم
دل نوشته ها
همسفر
پاپییون
قالب وبلاگ
اگه تو هم اللافی و بیکار بدو بیا توو!
رنگین کمان صلح
یه راهنمایی قلم و یه کلاس2-3
!! * NeGaR * !!
عاشق تنها
.:::دختر و پسر ایرونی:::.
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
لینک ها و عکس های جذاب و دیدنی
قالب وبلاگ
قلبها.نت-ارگ
Top Women
دانلود جديدترين نرم افزارها و موزیک ها
فهرستی از بهترین سایت های ایران
عكسهاي عاشقانه
دروازه.کام
صفحه اصلی
[ پاتوق دختر و پسراي ايروني ]
2roshke.com - صفحه اصلي
گالری عکس های جالب و دیدنی اولدوز.کام
۞ ..بزرگترين سايت تفريحي در ايران..۞
شروين بهترين وبلاگ
بهترین و به روز ترین سایت موزیک
آشیونه
قویترین مرکزفیلم
کارت پستال درخواستی
×××× خفن ترین وبلاگ جهان ××××
نـاگــفته هــای یـــک جـــوان
شهر خسته
شبنمکده
در آن تاریکی شب اسم تو را خواندم
نیاز
بـزرگترین وبـلاگ عـکس و مــوزیک
مطالب مفيد،خنده دار،جالب وسرگرم كننده
بهترین لینک باکس های دنیا
دانلود- نرم افزار.فیلم.اهنگ ....
تـاپ تـریـن لینـک بـاکـس هـا
فقط عشق
شعر و شاعری
د نیــایی از خـنــده
خـنــده بازار
بزرگترین و کامل ترین لینکستان جهان
فریاد یا سکوت
عشق
۩۩ اس ام اس جوک عکس عاشقانه۩۩
. WelCome To SMS LOVE.
تصـاویـر ابــدی
خانه ی شیطانی
عالیجناب عشق
بيا توش كه باحاله
₪₪نبض خبرهای دنیا₪₪
دلشکسته تنها
((((((((((عکس باران))))))))))
بانوی مشرقی
ساحل تنهایی
ღ♥در انتظار توღ♥
فرشته سیاهپوش
๑๑•.¸¸.•دلنوشته بیصدا •.¸¸.•๑ ๑
...๑۩۞۩๑ باران عشق ๑۩۞۩๑
ღ♥پری دریاییღ♥
ُُُُُُُEvery thing
یکی تو این دنیای شلوغ
۩۞۩ روانشناسی خانمها و آقایان ۩۞۩
کلبه ی تنهایی های من
زیبایی های خدایی
تنهای غریب
███ SMS دنیای ███
nokhbe
...خط فاصله لبخند
موزیک برتر
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
طراح قالب
POWERED BY