تبليغاتX
چشمک

تبلیغات


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 12:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکسهای زیبا و رویایی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 10:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حرف دل

بدون آنکه حرف های دلت را بگویی ،آن را زیر هاله نگاهت پنهان کردی

 و مرا چشم انتظار به جادهء بی انتهای نگاهت و قلبت خشکاندی تا

 در بیابان غربتت چشم به سرابی ناپیدا داشته باشم . تو همان بودی

که فانوس دوست داشتن را در قلبم روشن کردی و هر بار با نگاهت

 پیمان مرغ های عشق را برایم گفتی.اما حیف ... کاش می دانستم

بهانهء جدایی ات را ، چرا که هنوز آخرین نگاهت را در صندوقچهء 

چوبی چشمانم زندانی کرده ام و بعد از رفتنت ، فقط حسرت آن

 روزهاست که بر شانه هایم سنگینی می کند.


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس های عاشقانه (12تا عکس زیبااااااااا)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس عاشقانه 2009

 


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس عاشقانه کارتنی


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس / غمگین


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 12:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دل عاشقم مال تو

دستهای سردم مال تو  ....... دل پر دردم مال تو
چشمهای سیام مال تو  ..... رویای شبهام مال تو
قلب بیمارم مال تو  ............ شوق دیدارم مال تو
خوب و بدش رو تو ببخش .... اگه کم اند برای تو
دار و ندارم همینه  ............. دار و ندارم مال تو
اگه لایقم پیش تو  ............. دل عاشقم مال تو
عمق نگاهم مال تو  ........... عشق زیادم مال تو
انتظارم، سکوتم  ............... هرچی که دارم مال تو


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


منتظر نباش

آینه پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکنه دل دیگری او را سیر کرده است؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی چند تاخیر کرده است. گفتم امروز هوا سرد بوده است. شاید موعد قرار تغییر کرده است. خندید به سادگی ام آینه و گفت: احساس پاکتو زنجیر کرده است. گفتم از عشق من چنین سخن می گویی؟ گفت خوابی! سالها دیر کرده است.
در آینه به خود نگاه می کنم. آه، عشق تو عجیب مرا پیر کرده است. راست گفت آینه که منتظر نباش. او برای همیشه دیر کرده است.

 


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


جدایی...هرگز

وقتی من آمدم و دستم را به سویت دراز کردم،
گفتی : از قفس چه می دانی؟ گفتم: آزادی...
از تنهایی؟؟ گفتم: همزبانی...
از محبت؟؟ گفتم: عشق...
از دوستی؟؟ صداقت...
از بهار؟؟ طراوت...
از سفر؟؟ انتظار...
از جدایی؟؟؟؟؟؟؟...باز هم گفتی جدایی؟؟
سکوت من تو را شکست و به گریه انداخت.
به چشمانم نگاه کردی و گفتی بگو.
من آغوش به رویت گشودم و گفتم:
جدایی... هرگز! ... بی تو من می میرم...


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هم بازی بهشتیم...

شاید دیگر مرا نشناسی ! شاید مرا به یاد نیاوری ، اما من خوب تو را میشناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه خدا.
یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم میشدی . و من همه آسمان را دنبالت می گشتم، تو می خندیدی و من پشت خنده ها پیدایت میکردم
خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود ، نور از
لای انگشت های نازکت می چکید . راه که میرفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند
یادت می آید ؟ گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان . تو گلی بهشتی به سمتش پرت میکردی و او کفرش در می آمد . اما زورش به ما نمی رسید . فقط میگفت: همین که پایتان به زمین برسد ، می دانم چطور از راه به درتان کنم
تو شلوغ بودی ، آرام و قرار نداشتی . آسمان را روی سرت میگذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که می شد در آغوش نور به خواب میرفتی
اما همیشه خواب زمین را می دیدی . آرزویی، رویاهای تو را قلقلک میداد. دلت میخواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد . من هم همین کار را کردم ، بچه های دیگر هم ، ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگرنه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا. ما گم شدیم و خدا را گم کردیم
دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند: از قلب تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا
     
بلند شو ، از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم .....

 


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 6:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 3:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 3:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس های گوگولی


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت 3:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس عاشقانه متن عاشقانه

اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برايت مي نواختم

اگر بهار بودم شکوفه ها را برايت تقديم مي کردم

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم ها را از دلت بزدايم

 ولي افسوس که نه تارم نه بهارم نه بارانم

ولی هر چه هستم با تمام وجود فرياد مي زنم

دوستت دارم فقط همین

 


 

نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 1:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


هنرهای خیلی خیلی جالب با میوه


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


زشت ترین مرد دنیا

خوزه مستره مرد ۵۱ ساله اسپانیایی هنگامی که سن و سال زیادی نداشت یک غده کوچک در روی لبش سبز شد.خوزه وقتی به دکتر رفت به تقاضای جراحی غده از سوی دکترش، پاسخ منفی داد.

وی که عضو انجمن شاهدان یهوه (یهودا) است بر اساس اعتقادات دینی اش خونرسانی از طریق دهان یا سایر بخشهای بدن به بیماران را دخالت در کار خدا می داند!

خانواده مستره که ۳۰ سال قبل به این درد دچار شده است نیز از اعضای بسیار مقید انجمن شاهدان یهوه هستند. وی با وجود اصرارهای همسایگان مبنی بر مراجعه به پزشک و انجام جراحی، از آن سرباز زد.به تدریج غده به صورت وحشتناکی شروع به رشد کرد و ابتدا دهان و سپس بینی اش را مسدود کرد.بعد از مدتی هم، غده به حدی پیشرفت کرد که وی کور شد.

مستره که با خونریزی نامنظم روی صورتش، چهره بسیار ترسناکی گرفته بود خودش نیز دچار ترس و وحشت شد و از پزشکان آلمانی کمک خواست. اما پزشکان آلمانی گفتند بدون تزریق خون نمی توانند او را عمل کنند.

اما خوزه این بار با اصرار خانواده اش مبنی بر پایبندی به آداب انجمن دینی شان، از قبول عمل سرباز زد!

در نهایت خوزه که با واسطه کانال تلویزیونی دیسکاوری به انگلستان آورده شده بود از سوی دو پزشک بریتانیایی معاینه شد. دکترها دوباره بر جراحی غده روی صورت خوزه که بالغ بر پنج کیلو شده بود اصرار کردند.

این بار هم خوزه با تزریق خون به بدنش مخالفت کرد!

این بار خواهر او که همراهش به انگلستان آمده بود به این تصمیم خوزه اعتراض کرد و خواستار قبول شرایط دکتر شد.

خوزه مستره؛ یک پیرو متعصب گروه شاهدان یهوه که بخاطر اعتقاد به حرام بودن جراحی منجر به خونریزی، بینایی چشمان خود را از دست داده بود و چهره اش به طرز بسیار وحشتناکی دفرمه شده بود سرانجام به جراحی بدون خونریزی رضایت داد !!


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مجموعه اي از تصاوير شكار لحظه ها

 یک سری تصاویر جالب و هیجانی

به این میگن شکار لحظه ها

حتما به ادامه مراجعه کنید و تصاویر را ببینید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 10:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دیدنی های جهان : برترین دانشگاههای جهان

عکسهای خیلی زیبا بهترين دانشگاه‌هاي جهان


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکسهای جالب : عکس به دنیا آمدن دلفین

 

عکسهایی از به دنیا آمدن نوزاد دلفین از نزدیک
(اگه میخوای بدونی این بچه کنار مامانش چه جوری به دنیا آمد حتما ادامه مطلب را ببین )


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


گزارش تصویری از حضور گلشیفته فراهانی در هالیود


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اینم چند تا عکس خیلی خنده دار


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 1:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


چند تا عکس خنده دار که پیشنهاد میکنم حتما ببینید!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 0:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکسهای خیلی جالب حتما ببینید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 0:51 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سوار شدن 21 زن و مرد یکجا در یک ماشین (حتما ببینید!!)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 0:50 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مردی با ۸۶ همسر


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 0:35 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


1 عکس بدون شرح!


 

نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 0:31 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


خطرناک ترین حیوانات دنیا


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 9:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اینم عکسهای توپ و خنده دار حتما ببینید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 9:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


جدیدترین و نایاب ترین مدل مو های جهان


 

نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 2:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت